close
تبلیغات در اینترنت
غیبت صغری و کبری

ورود به انجمن خادمان امام زمان

     http://www.besadegh.com/files/cache/7d2b35a112c88110021cb1d7ac890bae.jpg



برای مشاهده تمامی عناوین مطالب سایت خادم مهدی کلیک فرمایید.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45384309249084608249.gif


انجمن خادمان امام زمان مکانی مناسب برای بحث و گفتگو در مورئ امام زمان (عج) میباشد.درضمن شما میتوانید درصورت علاقه مندی جهت ارتقای فرهنگ مهدویت مطالب ،تصاویر ،کلیپ و ... خودرا برای ما ارسال نمایید.


  برای ورود به انجمن خادمان امام زمان کلیک کنید.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45384309249084608249.gif


آخرین اخبار ایران و جهان:

بصیرت

http://nateg.persiangig.com/basij/basirat-ghalamebasij.jpg


سلام دوستان


امروز اینجا اومدیم تا بگیم یک بخش بسیار مهمی به نام ( بصیرت )در تالار انجمن خادمین مهدی افتتحاح کردیم و مشتاقانه منتظر حضور گرمتان در این تالار هستیم.


اما بصیرت چیست؟

چرا بصیرت ؟

اهمیت بصیرت در چیست؟

در انجمن خادمین مهدی چگونه مباحثی مورد بحث است؟

در سایت خادم مهدی که مختص امام زمان است ، چرا میخواهیم درمورد بصیرت ، رهبری ، و فتنه ها صحبت شود؟


برای پاسخ به این سوالها و مشاهده ی کلیپ ها و تصاویر جالب ، صوت و متن های کوبنده و آگاهی دهنده به این قسمت از تالار انجمن مراجعه نمایید: بصیرت


برای ورود به انجمن اینجا را کلیک کنید



ورود به بخش بصیرت





جستجوگر پیشرفته سایت



آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
loading...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 83 tdet
4 616 sajad
7 1145 fatemeebi
3 554 alireza
2 797 ali23
1 724 ali23
4 1055 ali23
1 623 ashora
6 877 mahdi
3 1846 monji
1 627 monji
2 1052 monji

غیبت صغری و کبری امام زمان
غیبت صغری و کبری امام زمان

 

غیبت صغری و کبری امام زمان

 

 
دوران زندگى امام زمان علیه السلام را به سه دوره کلی تقسیم میکنند:
1- دوره کودکى (از سال 255 تا سال 260).
2- دوره غیبت صغرى (از سال 260 تا 329).
3- دوره غیبت کبرى (از سال 329 هجرى قمرى شروع مى شود تا وقتى که فرمان و نهضت جهانى آن حضرت از طرف خداوند متعال صادر گردد).برای ظهور آقا اللهم عجل لولیک الفرج...

 



غيبت كوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغري بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد   از سال 260ه. تا سال 329ه كه در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدي ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ نامه ها سؤالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص كه افتخار رسيدن به محضر امام ع را داشته اند ، چهار تن مي باشند كه به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند . نخستين نايب خاص مهدي ( ع ) عثمان بن سعيد اسدي است . كه ظاهرا بعد از سال 260 هجري وفات كرد ، و در بغداد به خاك سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود . محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ع   محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است كه در سال 305هجري وفات كرد و در بغداد بخاك سپرده شد .نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديك چهل سال بطول انجاميد . حسين بن روح نوبختي : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختي بود كه در سال 326هجري فوت كرد . علي بن محمد سمري : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است كه در سال 329هجري قمري در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وي نزديك آرامگاه عالم و محدثبزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب كليني است .همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغري واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشكلات آنها بوسيله حضرت مهدي  ع بودند .


غيبت دراز مدت يا غيبت كبري و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغري آغاز شد ، و تاكنون ادامه دارد .اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است . در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده اي  به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصي كه آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق كند ، نايب عام امام ع باشد و به نيابت از سوي امام ، ولي  جامعه باشد در امر دين و دنيا . بنابراين ، در هيچ دوره اي پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده است . اكنون نيز ، كه دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگي  كه داراي همه شرايط فقيه و داناي دين بوده است و نيز شرايط رهبري را دارد ، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي كنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت مهدي ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حكومتي را درست و صالح نداند آن حكومت طاغوتي است ، زيرا رابطه اي با خدا و دين خدا و امامت و نظارت شرعي اسلامي ندارد . بنابر راهنمايي امام زمان   عجل الله فرجه   براي حفظ انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهي در راس جامعه شيعه قرار گيرد كه شايسته و اهل باشد ، و چون كسي  - با اعلميت و اولويت - در راس جامعه ديني و اسلامي قرار گرفت بايد مجتهدان و علماي  ديگر مقام او را پاس دارند ، و براي نگهداري وحدت اسلامي و تمركز قدرت ديني  او را كمك رسانند ، تا قدرتهاي   فاسد نتوانند آن را متلاشي و متزلزل كنند . گر چه دوري ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدي ( ع ) - بسيار درد آور است ، ولي بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست كه حضرت مهدي ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگي مي كند ، روزي  كه " اقتضاي تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابي پر شور و حركتي   خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد و آيين اسلامي  را عزت دوباره خواهد بخشيد .

 

http://mohammad1234.persiangig.com/gallery/1%2520%2528100%2529.jpg

شرح کوتاهى درباره ولایت فقیه
ولایت یعنى رهبرى و حکومت ، فقیه یعنى کسى که داراى شرایط استنباط احکام از ادله اسلامى باشد، به علاوه عادل و پرهیزکار نیز باشد.
بنابراین ولى فقیه یعنى مرجع تقلیدى که شایستگى نیابت عام امام زمان علیه السلام را دارد، چنین فردى مى تواند به جانشینى از امام زمان علیه السلام زمام امور مردم را بدست گیرد، البته عقل و حتى آیات و روایات هم بیانگر این است که در میان افراد، اعلم موجودین تقدم دارند.
درباره اصل ولایت فقیه دلائل فراوان داریم از جمله در روایت آمده است که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم سه بار فرمود:
((خدایا جانشینان مرا مورد رحمتت قرار ده ، شخصى پرسید جانشینان شما کیانند؟
فرمود: آنانکه پس از من مى آیند، گفتار و سنت (روش و سیره ) مرا نقل مى کنند و پس از من آن را به مردم مى آموزند.))
اسحاق بن یعقوب رحمه اللّه گوید از عثمان بن سعد رحمه اللّه اولین نائب خاص امام زمان علیه السلام خواستم نامه اى به امام عصر(عج ) برساند.
و در ضمن نامه پرسیدم در زمان غیبت به چه کسى مراجعه کنیم ؟ امام (عج ) با خط خودشان در پاسخ چنین مرقوم فرمود:
(( ...و امام الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواة احادیثنا، فانهم حجتى علیکم و انا حجة اللّه ؛))
... در حوادث به راویان احادیث ما مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم بر شما)). (88)
البته دلائل ولایت فقیه بسیار زیاد است در این باره به کتاب شریف ولایت فقیه امام خمینى رحمه اللّه مراجعه کنید.
در احتجاج طبرسى آمده : امام عسکرى علیه السلام در ضمن حدیث ولانى فرمود:
(( فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه ، حافظا لدینه مخالفا لهواه ، مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه ، و ذلک لا یکون الا بعض فقهاء الشیعة لا جمیعهم ؛ ))
((هر کدام از فقهاء که نگهدارنده نفس خود از انحرافات و صبر انقلابى دارند و حافظ دین خود و مخالف هوى و هوس خود و مطیع فرمان خدایش باشد، بر عوام است که از وى تقلید کنند و چنین صفاتى را بعضى از فقهاى شیعه دارند، نه همه آنها.)) (89)
با توجه به واژه ((تقلید)) که به معنى پیروى است ، مى فهمیم که امور مردم در زمان غیبت به فقهاء ربانى سپرده شده و آنها ولایت بر مردم دارند.
این حدیث ، شرایط یک فقیه را که مى تواند جانشین امام زمان علیه السلام باشد بیان مى کند.
از آنجا که توضیح این روایت خود کتاب مفصلى مى خواهد بطور خلاصه باید حکومتش بر مردم همانند حکومت امام على علیه السلام باشد، آنجا که برادرش عقیل ، که از گرسنگى رنگ بچه هاى او پریده شده و مطالبه کمک اضافى از بیت المال مى کند، آهن سرخ گداخته در دستش مى گذارد. (90)
و آنجا که با خبر مى شود خلخال یک زن یهودى به دست دشمن از پایش در آمده سخت عصبانى مى شود. (91)
و آنجا که مى بیند کارگزارانش به بیت المال تجاوز کرده اند و بنفع خویشاوندان برداشت کرده اند هر چند پسر عموى آن حضرت باشد نامه اى آتشین مى نویسد و به او اعتراض مى کند و از کار برکنارش مى سازد و مى نویسد: ((این تبعیض را از دو فرزندم حسن و حسین علیهماالسلام هم نمى پذیرم .)) (92)
و آنجا که مى بیند فرماندارش به میهمانى پولدارى رفته فریادش به اعتراض ‍ بلند مى گردد. (93)
نامه هاى آن حضرت ، (که در نهج البلاغه آمده ) به استانداران و بخشداران و فرماندارانش گویاى این گونه حقائق است که نائب بر حق امام زمان علیه السلام رعایت مى کند.
بنابراین ولایت فقیه همان دنباله امامت است . یعنى مجتهد اعلم به نیابت عام از امام زمان علیه السلام امور رهبرى امت را بدست مى گیرد.
توضیح چند اشکال
آنانکه از اسلام دل خوشى نداشتند و ندارند، و آنها که حسن نیت دارند ولى شناخت ندارند، شروع به ایراد تراشى به این مسئله که دنباله مساءله امامت است کرده اند. بیشتر این ایرادات بى اساس ، از آنان است که از اسلام مى ترسند، یعنى با تشکیل حکومت اسلامى منافع خود را در خطر مى بینند.
وقتى که این ایرادات را بررسى مى کنیم برگشت همه آنها به این چهار ایراد است :
1- ولایت فقیه یک نوع حکومت روحانیت و انحصارطلبى است .
2- ولایت فقیه موجب استبداد و دیکتاتورى است .
3- ولایت فقیه با حاکمیت ملى سازگار نیست .
4- ولایت فقیه موجب تعدد مراکز قدرت و تصمیم گیرى مى شود.
پاسخ این ایراد بطور فشرده
در مورد اشکال اول :  
اولا ما مدعى نیستیم که ((ولى فقیه )) کلیه امور را باید در دست داشته باشد و لذا در قانون اساسى مصوب امام و امت بخصوص در اصل 110 اختیارات ولى فقیه را بطور فشرده بیان داشته است .
ما نمى گوئیم ولى فقیه کلیه زمام امور قانون گذارى و قدرت اجرائى را بدست مى گیرد، تا گفته شود این یک نوع حکومت روحانیت و انحصارطلبى است بلکه ضمن آنکه مى بایست کلیه مناصب براى مشروع بودنش با اجازه یک حاکم شرع مطلق باشد، ولایت فقیه از هر گونه انحراف فکرى و مکتبى و انحراف در مسیر اجراء و پیاده نموده احکام جلوگیرى مى نماید.
با توجه به اینکه در هر کارى باید به متخصص مراجعه کرد و با توجه به اینکه لباس و روحانى بودن دلیل آن نمى شود که در موارد حق از او پیروى نکنیم ، ما باید پیرو حق باشیم هر چند این حق از جانب روحانیت باشد. به اضافه اینکه باید به شرایط ولایت فقیه که در چه کسى هست توجه کرد نه به لباس او.
در مورد اشکال دوم :  
((ولى فقیه )) خودش غیر از اسلام ، نظرى ندارد، تا او را به استبداد راءى متهم کنیم ، صفت آگاه ((تخصص )) و عادل (درستکار) حاکى است که او در حفظ اسلام قدم برمى دارد، بنابراین اگر از این خط منحرف شد، خودبخود از این مقام بر کنار خواهد شد (با توجه به اینکه ملت مسلمان خواهان اجراى اسلام هستند نه غیر اسلام ).
در مورد اشکال سوم :  
وقتى ملت ، مسلمان بودند، و در نهاد انقلابشان تشکیل حکومت اسلامى مى جوشید، و به عبارت دیگر انقلابشان ، انقلاب نان و آب و مسکن نبود بلکه انقلاب مکتبى بود (که البته در پرتو این مکتب نان و آب و مسکن نیز هست ) معناى آن این است که ملت ، حکومت اسلامى را با آنچه که در آن است مى خواهند، و روشن است که از مهمترین مقررات اسلام ، مسئله امامت و ولایت فقیه است ، پس به اراده ملت کاملا توجه شده است ، وانگهى وقتى که اکثریت ملت قانون اساسى را که در آن اصل ولایت فقیه آمده تصویب کردند، آیا معناى این مطلب این نیست که به آراء ملت احترام شده است ؟ با توجه به اینکه در مورد قانون اساسى کاملا به آراء ملت احترام و تکیه شده است و تشکیل مجلس شوراى اسلامى نیز مؤ ید این مطلب است .
از طرفى اکثریت عملا به دنبال ((ولایت فقیه )) هستند، بنابراین در کجاى ولایت فقیه ضدیتى با حاکمیت ملت دیده مى شود؟!
در مورد اشکال چهارم :  
وقتى که حکومت اسلامى و اعضاى حکومت اسلامى براساس یک قانون اساسى ، زیر نظر یک رهبر ((که ولى فقیه است )) باشد همه ارگانها در یک مسیر گام برمى دارند، دیگر تعدد مراکز قدرت لازم نمى آید.
ما اقرار مى کنیم که در آغاز پیروزى انقلاب در بعضى از موارد بر اثر عواملى این اشکال وجود داشت ، علت این بود که هنوز آن هماهنگى اسلامى و هدف از حکومت اسلامى در میان نبود. ولى پس از تحقق حکومت تحت نظارت و رهبرى و ولایت فقیه ، حتما قدرتها و تصمیمها به یک مرکز برگشته و این اشکال برطرف خواهد شد.
در اینجا اضافه مى کنم : چنین نیست که عده مخصوصى حکومت را بدست گرفته باشند بلکه همه مردم مسلمان حکومت را بدست گرفته اند، نهایت اینکه نماینده هاى آنها یعنى افراد مورد قبول اکثریت با همکارى ملت دست اندر کار شده اند، اگر یک اتومبیل را در نظر بگیریم ، این اتومبیل داراى دهها و صدها اعضا است که هر کدام در ساختمان و حرکت آن نقشى دارند، ولایت فقیه ، هم نقش دنده عوض کردن و هم نقش ترمز را دارد، تا هم آن را به حرکت در آورد و به مقصد برساند و هم هنگام خطر با نگهدارى آن ، خطرات را دفع و رفع نماید (البته از ذکر این مثال پوزش مى طلبم )
لازم به تذکر است که مساءله امامت و دنبال آن ولایت فقیه در بینش تشیع از اصول و ارکان دین است ، و در اصول دین هر کس خودش باید دلیل و شناخت داشته باشد و تقلید روا نیست .
در اینجا این سخن را نیز اضافه مى کنیم که به حکم آیات و روایات از جمله :
(( یا داود انا جعلناک خلیفة فى الارض فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوى ؛))
((اى داود ما تو را خلیفه خود در زمین قرار دادیم ، بنابراین ببین مردم به حق حکومت و قضاوت کن و از هوى و هوس پیروى مکن .)) (94)
ولایت فقیه که دنباله روى از پیامبران و امامان (سلام اللّه علیهم اجمعین ) است ، مبانى آن براساس اصالت جامعه یا اصالت فرد و یا اصالت انسان نیست ، بلکه مبانى آن براساس اصالت ((اللّه )) است که امروز به صورت اسلام و قوانین اسلام متبلور شده است ، با توجه به اینکه با اجراى اسلام نیازهاى فردى و جامعه و انسانها تاءمین شده و همه را به سوى کمال و سعادت همه جانبه رهنمون مى سازد.
سؤ ال :  
در ضمن بررسى روایات مربوط به حضرت مهدى علیه السلام آمده که امام صادق علیه السلام به مفضل رحمه اللّه فرمود:
(( هر بیعت ، قبل از ظهور مهدى علیه السلام ، کفر، نفاق و تزویر است و لعنت بر بیعت شونده و بیعت کننده .)) (95)
و از امام حسین علیه السلام نقل شده که فرمود:
(( هر پرچم (برافراشته از رهبرى ) قبل از قیام مهدى علیه السلام طاغوت است .))
و بفرموده امام باقر علیه السلام :.
((صاحب آن پرچم طاغوت است .)) (96)
آیا اگر ((ولى فقیه )) در زمان غیبت ، زمام رهبرى را بدست گیرد مشمول این گونه روایات نیست ؟!
پاسخ :  
این روایات مربوط به آن رهبرانى است که مستقلا رهبرى امور را بدست مى گیرند، ولى در ولایت فقیه ، استقلال نیست ، بلکه نیابت به اذن عام حضرت مهدى (عج ) است ، چنانکه خود دلائل ولایت فقیه این مطلب را ثابت مى کند، و در حقیقت این پرچم و بیعت ، به عنوان نیابت و زمینه سازى براى ظهور آن حضرت مى باشد، و آن حضرت و امامان علیهم السلام دیگر هم چنین اجازه بلکه چنین تکلیف را به مردان فقیه شایسته داده اند
                                                                          downloadbook.org
تعداد بازديد : 469
مطالب مرتبط
آغاز امامت امام زمان مبارک باد
مهدویت و انتظار از دیدگاه شهید مطهری
فلسفه غیبت امام زمان
موانع ظهور امام زمان چیست؟
چگونه میتوان از ياران امام زمان(عج) باشم؟
ماجرای شهادت حضرت فاطمه الزهرا به همراه بررسی انواع نقل و قول ها
سالروز آغاز امامت امام زمان
نزول حضرت مسیح در هنگام ظهور
28 صفر رحلت پیامبر
آثار و فواید انتظار برای امام زمان
بخش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

از خادم مهدی حمایت کنید